باز باران با ترانه...
نه...
این بار با نوحه و سوگ می باره...
در غم جانگداز غریبی که وقتی اسمش میاد،یه لحظه به فکر فرو میریم که امام چندم ماست؟
السلام علیک یاابالحسن یا علی بن محمد الهادی النقی و رحمة الله و برکاته.
لیلة الرغائبه و یه عالمه آرزو که دوست داریم به هدف اجابت برسه.
فرمودند: با دهان هایی که گناه نکردید برای خودتون دعا کنید...
عرض کردند: دهان هایی که با آن ها گناه نکردید! چه معنایی داره؟در حالی که همه ما میدونیم با دهان هامون حداقل یه گناه انجام دادیم.
و باز فرمودند: یعنی به دیگران بگید تا براتون دعا کنند.
خیلی دوست دارم خلوتی رو پیدا کنم که اون قدر فریاد بزنم تا خالی شم...
یا سر به بیابون بذارم...
افسوس!
نه خلوتی هست نه بیابونی؛
توی چهار دیواری شهرها اسیر شدیم.
باد که شروع به وزیدن میکنه،چیزهای سبک رو از جاهاشون بلند میکنه و به زمین میزنه.اما چیزهای سنگین رو که وزنی واسه خودشون دارند،نمیتونه تکون بده...
آره،آدم هم اگه توخالی و سبک باشه،با کوچیک ترین بادی کنترل خودش رو از دست میده...
درست مثل یه بادکنک.
یه لحظه فکر کن!یکی تک تک ثانیه ها به یادت باشه و تو تک تک ثانیه ها ازش غافل باشی...
نامردی مگه شاخ و دم داره؟