دردفروشی

دردفروشی


پیام های کوتاه

آخرین مطالب

آخرین نظرات

آفریدگار من!این طورى که دارم پیش میرم،میترسم از توى لیست مخاطبین من هم خارج بشى...
جم
۱۷ ارديبهشت ۹۳ ، ۱۶:۱۱ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰ نظر
با چشم هم میشه حرف زد،تازه فهمیدم...
جم
۱۷ ارديبهشت ۹۳ ، ۱۳:۴۵ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰ نظر
آرزو دارم میلیون ها بار از پا بیفتم ولى حتى یه بار از چشمت نیفتم...
جم
۱۷ ارديبهشت ۹۳ ، ۱۳:۳۷ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰ نظر
اى کاش اگه هیچ چى نیستیم،لااقل مثل ضبط صوت باشیم؛چون تا کسى ازش نخواد(دکمه اش رو فشار نده)حرفى نمیزنه.اما ما،به صورت خودکار هر حرفى رو که میشنویم،درست یاغلط، بازگو میکنیم...
جم
۱۷ ارديبهشت ۹۳ ، ۱۳:۰۸ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰ نظر
حکایت ما حکایت کسیه که توى روز روشن و زیر نور خورشید،از روشنایى لامپ استفاده میکنه!
جم
۱۷ ارديبهشت ۹۳ ، ۱۰:۴۷ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰ نظر
آدمى که خیلى راحت از کوره در میره،خام میمونه.پس صبر داشته باش،تا خوب پخته بشى...
جم
۱۷ ارديبهشت ۹۳ ، ۰۷:۵۹ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱ نظر

به این عکس توجه کنید!

تا حالا این تجربه رو داشتید؟

هر حرفی که میزنیم،با یه تن صدای دیگه به گوشمون برمیگرده.

گردش این دنیا هم مثل گردش پره های این پنکه ست...

هر جوری که توی زندگی حرف بزنیم با یه تن صدای دیگه و از یه نفر دیگه همون رو میشنویم.

اگه عفت کلام داشته باشیم،دیگران با ما با عفت کلام صحبت میکنند و اگه خدایی نکرده  بد صحبت کنیم،دیگران هم  با ما بد صحبت میکنند.

خودمون انتخاب میکنیم که زندگیمون چه شکلی باشه...





جم
۱۶ ارديبهشت ۹۳ ، ۱۹:۵۵ موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱ نظر
عین یه پیکان لگن میمونم که بنزینش تموم شده و بین راه مونده.یه کم بنزین دارى تا راه بیفتم...
جم
۱۶ ارديبهشت ۹۳ ، ۱۵:۵۴ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰ نظر
موندى،نموندم...خواستى،نخواستم...اومدى،نیومدم...خلاصه دست توانایى توى صرف صیغه هاى بى وفایى دارم.
جم
۱۶ ارديبهشت ۹۳ ، ۱۵:۰۷ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱ نظر
زیر بارون گناه موندم،بدجورى به چتر دستات احتیاج دارم...
جم
۱۶ ارديبهشت ۹۳ ، ۱۱:۲۵ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰ نظر
بهاره و همه جا سرسبزه؛غیر از باغ دل من که خشک و خزونیه...
جم
۱۶ ارديبهشت ۹۳ ، ۱۰:۵۰ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰ نظر
کاش به جاى اینکه این قدر به جد بزرگمون طعنه بزنیم،یه کم وجدان داشته باشیم...اون فقط و فقط یه بار و اون هم از میوه شیرین و خوشمزه خورد...ما هر روز و هر ساعت،به کثافت گناه هاى مختلف لب میزنیم!?
جم
۱۶ ارديبهشت ۹۳ ، ۱۰:۴۰ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰ نظر
وقتى که "سلام" یکى از اسامى توئه،به آدما که هیچ،حتى به درخت ها هم سلام میدم...
جم
۱۶ ارديبهشت ۹۳ ، ۱۰:۲۵ موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱ نظر
تو مثل بقیه نیستى؛هر موقع تماس بگیرم،پشت خط موندن توى کارت نیست...
جم
۱۶ ارديبهشت ۹۳ ، ۱۰:۲۲ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰ نظر
دوست دارم ناشناس باشم؛باطنم از ظاهرم بهتر باشه.
جم
۱۶ ارديبهشت ۹۳ ، ۱۰:۰۶ موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱ نظر
ممنون که هوامو دارى. با تو حال و روزم اینه،بى تو چى میشد...
جم
۱۶ ارديبهشت ۹۳ ، ۱۰:۰۶ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰ نظر
متاسفانه پارکینگ دلم که جاى اتومبیل شخصى تو بود،دیگه تبدیل شده به پارکینگ عمومى که پر از اتومبیل هاى قراضه و جورواجوره...
جم
۱۵ ارديبهشت ۹۳ ، ۲۳:۰۲ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲ نظر
خداى مهربونم!از وقتى که فهمیدم قانون بازى تو اینه که حتى جفت یک حریفت رو هم جفت شیش میدونى،تصمیم گرفتم فقط پاى ثابت بازى تو باشم...
جم
۱۵ ارديبهشت ۹۳ ، ۱۴:۳۷ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰ نظر
چه بده آدم به یکى بال و پر بده و کم کم بیاردش توى زندگیش و بعد از مدتى ببینه که اختیاردارش شده و دیگه نمیتونه کوچیک ترین حرفى بهش بزنه...اینجاست که باید بگه"خودم کردم که لعنت..." قصه ما و شیطون هم توى همین مایه هاست.
جم
۱۵ ارديبهشت ۹۳ ، ۱۴:۲۰ موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰ نظر
من گناه میکنم و تو بین مردم عزیزترم میکنى...این چه بازى جدیدیه که اختراع کردى?
جم
۱۵ ارديبهشت ۹۳ ، ۰۹:۴۳ موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲ نظر